دیشب که خفته بودم در خواب میدیدم تو را
آرام در آغوش خود بی تاب می دیدم تو را
چنگم به چنگ زلفت افتاده بی محابا
نیلوفری که نقش تالاب می دیدم تو را
شوری فکنده عشقت در دل که آتشینم
آبی فکن که آتش در آب میدیدم تو را
مه پرتو افکندست و من چشمم چرد در گلشنت
آنجا که رقص بره ها شاداب میدیدم تو را
خوابم کند غزال خوابیده در نگاهت
آری که طرح عشقم در قاب می دیدم تو را
زین بزم خاکی من ای ماه رو مگردان
رو از چه میگرفتی کمیاب می دیدم تو را
طرح جنون ببافد امشب دلم به پیشت
پیش آ که مستیم را جذاب می دیدم تو را...
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 12:13  توسط عاکف
|