ساعتم گور زمان است:
ساعتم پر شده از ثانیه هایی
که پر از دلتنگیست
عقربکهای زمان
ریخته در حجم نگاهم اما
بغض انباشته ام
حس مرا می شکند
در کجا مانده ام از
ثانیه ها بر جا من
ساعتم گور زمان است
و من شمع مزار
دلم از سوختنم میگیرد
کاش باران برسد
تا نرسد آخر کار
(خصم در ماست پی دشمن جعلی نرویم)
سايه افکنده به ما ترس،مراقب باشيم
همدلی باخته است رنگ، مواظب باشيم
سست بنیان شده افسوس چرا پیمانها
اندکی مضطرب از بسط مصایب باشیم
نگسلیم آنهمه پیوند، مبارک نبوَد
هوشیار از هدف و سعی اجانب باشیم
خصم در ماست پی دشمن جعلی نرویم
همت ایدوست به تصحیح معایب باشیم
دوستی میوه دهد خار چرا کشت کنیم
مِهرورزیست هدف،شخص مناسب باشیم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:0  توسط عاکف
|
