تبليغاتX
رودخونه
رودخونه
ادبیات -شعر
مسند دل
بر مسند دل تکیه چو سلطان زده ای تو

شاه از چه عمارت به بیابان زده ای تو

ویرانه ی ما جغد سرای عمل ماست

بس آفت انسان به گلستان زده ای تو

کین و حسد وعقده و تزویر دریغا

درپشتِ لبِ ظاهرِ خندان زده ای تو

صد مشت به در کوفتمت باز نکردی

باز از چه رهد سهره،به پیکان زده ای تو

ملک دل ما هست و مفاهیم تجلی

دل آینه ی آنچه که پنهان زده ای تو

سبز است اشارت به گلستان نگاهش   

ره جوی چوعاکف به مغیلان زده ای تو

با احترام و ادب به تمام دوستان بزرگوارم

تاخیرم از اندازه فراتر و امیدم به عفوتان وافر. انشاالله بزودی به روال سابق ادای وظیفه خواهم نمود .

ارادتمند شما،

عاکف


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!