مسند دل
شنبه سوم تیر 1385
بر مسند دل تکیه چو سلطان زده ای تو
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:31 توسط عاکف
شاه از چه عمارت به بیابان زده ای تو
ویرانه ی ما جغد سرای عمل ماست
بس آفت انسان به گلستان زده ای تو
کین و حسد وعقده و تزویر دریغا
درپشتِ لبِ ظاهرِ خندان زده ای تو
صد مشت به در کوفتمت باز نکردی
باز از چه رهد سهره،به پیکان زده ای تو
ملک دل ما هست و مفاهیم تجلی
دل آینه ی آنچه که پنهان زده ای تو
سبز است اشارت به گلستان نگاهش
ره جوی چوعاکف به مغیلان زده ای تو
با احترام و ادب به تمام دوستان بزرگوارم
تاخیرم از اندازه فراتر و امیدم به عفوتان وافر. انشاالله بزودی به روال سابق ادای وظیفه خواهم نمود .
ارادتمند شما،
عاکف
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:31 توسط عاکف




