هنوز تاثیر شوک تعطیلی عجیب و غریب و نابخردانه پرشین لاگ را در خود بوضوح حس میکنم احساس می کنم خیلی سنگین شده ام دستم و فکرم از هارمونی پیشین فاصله گرفته اند،هیچ نمی دانم چه شد ولی طوفانی، آشیان پرنده ها را با نا مهربانی بهم ریخت اما شوق« زیستن » و «عاشق بودن» این پرندگان را بدین گلزار کشانده تا ثابت کنند که : ما نیفتیم ز پا و نشکستیم هنوز ............نشکستیم عزیزان نگسستیم هنوز
طعمه ها هست و خطرها به ره منزلتان ....هوش دارید که از دام نرستیم هنوز
سر شکن باشد اگر سنگ قضا گو بزند.....ما بدستور خِرَد دست بدستیم هنوز...
فعلا برای شروع به همین اندازه اکتفا می کنم انشااله با دعای خیرتان ادامه ی این غزل را بنویسم
آرزومند توفیق تان
عاکف
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 2:23  توسط عاکف
|
